جفتای عاشقو ببین از پل آبی میگذرن
عروسک قلب شونو به جشن بوسه می برن
اما برای من و تو...
" نمی دانم چرا شب رفته است و روز نمی آید"
باران دارد می خورد به شیشه بس که تند است. آن وقت است که می فهمم شانه ام خم شده زیر بار این همه سیاهی . کی گفته آدم ها را ، سال ها پیر می کند ؟ پیر می شوی یک شبه . یک شبه نه حتی ، توی آنی ، لحظه ای . دمی ، بازدمی ...
مدت هاست که دارم سعی می کنم از خاطرات تلخ یک سال و نیم گذشته که در تبعید اتفاق افتاد رها کنم خودم را. مدام با خودم کلنجار رفتم که به نفع جنبشی که برایش حاضر شدم از خیلی چیزها و کس ها بگذرم سکوت کنم و از باتلاقی که بعد از رسیدن به اینجا مرا در خود فرو می برد حرفی نزنم. تنها برای اینکه نام کمونیست به حساب کسانی که خودرا پشت این نام پنهان کردند و انسان ستیزی می کنند کدر نشود. مدام به خودم گوشزد می کردم که هر حرفی در این شرایط آب در هاون دشمن ریختن است. اما امروز بعد یک سال و نیم فریب خورده تر از همیشه خود را پیدا کرده ام. بعد از گرفتن اس ام اس های تهدید آمیز از زنی که می خواهد با میان آوردن نام بزرگی از من اخاذی کند. زنی که پیش تر ها همسرش بی شرافتی را در حق من و رفیقی که برایم عزیز ترین رفیق است تمام کرد. حالا قلم روی میز بی تاب است تا هم آغوشی کند با کاغذ و سفرنامه تلخ مرا سطر به سطر ناله کند.
رفیق علیرضا داوودی روز دوشنبه پنج مرداد ١٣٨٨ در سن ٢٦ سالگی در گذشت. با مرگ علیرضا کمونیستی
جان خود را از دست داد که نماد روشنگری، تیزبینی، شهامت، اتحاد و پایداری بود. رفیق علیرضا داوودی تنها ٢٦ سال عمر کرد. عمری کوتاه اما پرافتخار:

علیرضا داوودی سردبیر نشریه دانشجویی راه خاکي در دانشگاه اصفهان
علیرضا داوودی سخنگوی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در اصفهان
علیرضا داوودی سخنران و سازمانده مراسم هشت مارس ٨٦ در اصفهان
علیرضا داوودی سخنران و سازمانده مراسم ١٣ آذر سال ٨٦ در اصفهان
علیرضا داوودی سخنران مراسم اول مه سال ٨٧ در کامیاران
علیرضا داوودی فعال و سازمانده اعتراضات کارگری در اصفهان
علیرضا داوودی سازمانده شبکه وسیعی از فعالین کمونیست در دانشگاه، محلات و مراکز کارگری محل زندگی خود
علیرضا داوودی . . . . .
علیرضا داوودی یک کمونیست ٢٦ ساله
علیرضا متولد سال ١٣٦٢ در شاهین شهر و دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه اصفهان بود. رفیق علیرضا داوودی در تاریخ ٢٤ بهمن ٨٧ تواسط مامورین وزارت اطلاعات در خانه خود در شاهین شهر بازداشت و در تاریخ ٦ اردیبهشت ٨٨ به قید وثیقه ١٠٠ میلیون تومانی از زندان آزاد میشود. علیرضا را در زندان بشدت شکنجه کردند. پس از آزادی از زندان روزانه مورد تعقیب و کنترل ماموران وزارت اطلاعات قرار میگیرد. ٢٠ روز قبل بدلیل مشکلات جسمی در بیمارستان محل زندگی خود بستری میشود. پزشکال او دلیل مرگ وی را سکته قلبی اعلام کردند.
رفیق علیرضا داوودی کمونیست ٢٦ ساله ای بود که یک لحظه از تلاش برای برپایی جهانی آزاد و برابر دست نکشید. آرزوی او زندگی لایق انسان آزاد بود. کارگران، دانشجویان و مردمی که ناظر سخنرانی های او، بحث و جدل ها و تلاشش برای نشان دادن امکان پذیری جامعه ای سوسیالیستی بودند، او و راهش را فراموش نخواهند کرد. رژیم اسلامی علیرضا را به بند کشید و تا حد مرگ شکنجه کرد. مرگ مشکوک او تنها دلیل نفرت کل سیستم و نظام سرمایه داری از این تلاش انسانی است. رژیم اسلامی ، چه سبز و چه سیاه آن، با مرگ رفیق علیرضا داوودی کارنامه جرایم خود را سنگین تر کرد.
مرگ علیرضا یاران او را متاثر کرد. چهره خندان او، صمیمتش، استواری و روشن بینی اش فراموش شدنی نیستند. علیرضا نسلی از کمونیست ها را نمایندگی میکند که به هیچ چیز جز سرنگونی این رژیم کثیف و برپایی جامعه ای سوسیالیستی رضایت نمیدهند. تاثر از مرگ رفیق علیرضا داوودی تنها عزم کمونیست ها و یارانش را در ادامه راهش برای برپایی جهانی که آرزویش را داشت را محکمتر میکند.
روزی که انسانیت بجای بربریت سرمایه داری حکم براند، روزی که دیوارهای زندان های رژیم اسلامی را ویران میکنیم، روزی که دادگاه های همه همکاران و رهبران رژیم اسلامی را برگزار میکنیم، روزی که کسی مجبور به فروش جان و تن خود برای امرار معاش نباشد، روزی که انسانیت جشن پیروزی خود را برگزار میکند. در آن روز علیرضای عزیز را درکنار خود خواهیم داشت.
دفاع از اعضای سازمان مجاهدین در پایگاه اشرف
حمایت از مجاهدین خلق در عراق وظیفه تمام نیروهای آزادیخواه، دمکرات و سوسیالیست است.
در پی سرکوب مبارزات آزادیخوانۀ مردم به جان آمده از 30 سال سرکوب و کشتار توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران و اعتراضات جهانی، رژیم سرمایه داری اسلامی در ایران که مرگ خود را نزدیک میبیند و هر صدای مخالفی را خفه میکند، دست به کشتار مجاهدین خلق در عراق توسط دولت دست نشانده اش زده است . صرف نظر از هرگونه اختلاف نظر و بینش سیاسی، وظیفه تمامی نیروهای آزادیخواه ، دمکرات و سوسیالیست است که این سرکوب را محکوم کرده و نسبت به قتل عام برنامه ریزی شده ای که توسط رژیم اسلامی هدایت میشود اعتراض نمایند.
سکوت در مقابل این جنایت رژیم که توسط عوامل دست نشانده اش در عراق صورت میگیرد، همراهی با نظامی است که در طول 30 سال گذشته با کشتار بی امان مخالفین توانسته است به زندگی جنایت بارش ادامه بدهد.
حفاظت از جان اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق، حفاظت از حق زندگی است، حفاظت از حقوق بشر است،حفاظت از آزادی اندیشه و بیان، حفاظت از حق سازماندهی و تشکل است. رژیم با حمله به سازمان مجاهدین در عراق ، دو هدف را دنبال میکند. هدف اول دفع توجه بین المللی نسبت به جنایاتی است که امروزه در برابر چشم جهانیان قرار گرفته و هرگونه توهم اصلاح پذیری این نظام توتالیتر و سرکوبگر اسلامی را در هم شکسته است . هدف دوم این است که در تداوم قتل عام مجاهدین در دهۀ 60، باقیماندۀ این تشکیلات را که در عراق پناهنده هستند را از میان بردارد.
کسانی که کشتار دهۀ 60 و کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 67 را بیاد دارند میبایستی نسبت به این حرکت جنایتکارانۀ رژیم اعتراض کرده و از قتل عام دیگری جلوگیری نمایند.
مجاهدین خلق ، مهرداد نیک شیر، فردین زمان ،محمد رضا بختیاری و مهرداد رضازاده تا کنون در حملات نیروهای دست نشاندۀ عراقی کشته شده اند. صدها نفر زخمی و 150 نفر دستگیر شده اند.
ما خواهان توقف حمله به پایگاه اشرف، پناه گاه پناهندگان سازمان مجاهدین، آزادی دستگیر شدگان و رسیدگی نیروهای مدافع حقوق بشر به این جنایت دولت عراق که در حمایت از رژیم ضد بشری اسلامی در ایران صورت میگیرد هستیم